چگونه احساس ارزشمندی بیشتری داشته باشیم.

سلام، امروز در این مقاله قصد دارم بایک معادله ساده جاده‌ای رابه شما نشان دهم که به احساس ارزشمندی می‌رسد. برعکس این جاده شما را از احساس ارزشمندی دورودور و دورتر می‌کند. هر نوع سیستم تفکری در ذهن ما احساسی به وجودمی آورد. همه ما با توجه بااحساسی که داریم یک رفتارو عملی را انجام می‌دهیم. نتایج زندگی ما بر اساس این رفتارمان شکل می‌گیرید. حالا خوب یابد!راضی هستیم یا نیستیم!احساس ارزشمندی می‌کنیم یا نه! به روند بازی دومینو توجه کرده‌اید.

احساس ارزشمندی آخر بازی همه مهره‌ها به هم مرتبط می‌شوند. با توجه به چیده شدن مهره‌ها شکل خاصی از بازی رقم می‌خورد. هر جوری که شما مهره‌ها را چیده باشید، بعد از شروع بازی مهره‌ها به همان سمت که شما چیده‌اید حرکت خواهند کرد. هر مهره به مهره قبل از خودش مرتبط می‌شود. احساس ارزشمندی شما هم دقیقه به همین شکل دومینووار به فکر، احساس و عمل قبلی  شما مربوط می‌شود که نتیجه‌ای برای شما دارد. احساس ارزشمندی دارید یا خیر؟ نقطه تعیین‌کننده احساس ارزشمندی شما در این بازی چیزی شروع آن است. فرض کنید ما یک زمینی خالی داریم در روی آب هست و هرآن امکان تخریب شدنش هست. در مقابل هم زمینی ،در بهترین  نقطه گل بالا شهر داریم. شما قصد دارید خانه‌ای بسازید. اگر برای شروع ساخت ساختمان مثل پی‌ریزی کردن و چیدن آجرها و غیره از زمین اول یعنی زمین روی آب کار را انجام دهید و ‌پیش ببرید، آپارتمان ساخته‌شده شما در اولی یعنی زمین روی آب خواهد بود. هم‌چنین اگر درزمین بالا شهر این عملیات را انجام دهید آپارتمان نهایی شما دربالاشهر خواهد بود. شما کاملا حق اختیارداشتید. فرض کنید اختیار هردوزمین باشما هست ولی فقط یکی از این زمین‌ها و نه هردو را می‌توانید برای ساختن انتخاب کنید. برای انتخاب اول یعنی زمین روی آب یا بالای شهر حق انتخاب دارید.

فرض کنیم شما زمین اول یعنی زمین روی آب را انتخاب کرده‌اید. کسی قصد خرید واحدی از واحدهای شما رادارد. هرکارهم کنید آپارتمان شما الان دراول یعنی زمین روی آب بناشده است. شما نمی‌توانید به مشتری بگویید آپارتمان من بالا شهر است درحالی که اول یعنی زمین روی آب است. درست است که اول کار حق انتخاب داشتید ولی الان در زمین روی آب بنا کرده‌اید. وقتی آپارتمان روی آب هست، هرچقدر هم تلاش کرده باشید زمین روی آب است. چرا؟ چون شما آن زمین را انتخاب کردید. شما ساختید. شما پی‌ریزی کردید. شما کاررا پیش برید. از همه مهمتر شما انتخاب کردید. گرچه هرزمان اراده کنید،امکان تغییرانتخابتان را داریدولی باید ضررو زیانش را بپردازید. چقدر از آپارتمان اول یعنی زمین روی آب خسته شده‌اید؟ چقدر دلتان بالای شهررا می خواهد؟ آیا حاضرید ضررو زیان آپارتمان ساخته‌شده در زمین روی آب را بپردازید. آیا حاضرید بهای آپارتمان بالا شهر را بپردازید. در این مثال هردوزمین به شمارایگان داده شده است.

دقت کنید؛ که هردوزمین را دارید ولی باید انتخاب کنید. شاید شما بگویید بسیار بدیهی است. حتما هرانسان عاقلی زمین بالاشهر را انتخاب خواهد کرد. ولی خیلی ها اشتباه انتخاب می کنند وضرر می دهند. احساس ارزشمندی درواقع انتخاب یکی ازاین دوزمین هست. ما حق انتخاب داریم ولی اغلب ، به اشتباه زمین اول یعنی زمین روی آب را انتخاب می‌کنیم. بعد از اینکه کلی زحمت می کشیم و کاررا انجام می دهیم احساس پشیمانی می‌کنیم؛ که کاش زمین بالا شهر را انتخاب کرده بودم. اگر متوجه این مثال شدید باهم برویم ببینیم چطوردر  نقطه صفر بتوانیم آپارتمان زندگی خودمان را دربالا شهر انتخاب کنیم. نقطه صفر مهمترین نقطه این داستان هست. کارساخت و ساز را خیلی ها انجام می‌دهند. ولی پی‌ریزی اولیه و انتخاب اولیه هست که خیلی ظریف هست .باید برای شروع دقت کنیم که کجا مشغول ساخت و سازهستیم. خوب حالا از مثال آپارتمان می‌آییم بیرون وبه اصل مبحث احساس ارزشمندی می پردازیم.

به شکل زیردقت کنید.

احساس ارزشمندی 2

این شکل معادله ساخت آپارتمان درمورد اول یعنی زمین روی آب را نشان می‌دهد. ولی ساخت احساس ارزشمندی با ساخت آپارتمان گرچه شباهت‌های زیادی دارند ،یک تفاوت ساده ولی مهم دارند. درمثالی که گفتیم شما باید انتخاب کنید کدام زمین را می‌خواهید؟ بالا شهر یا زمین روی آب؟ اما برای ساخت احساس ارزشمندی شما دوتا انتخاب دیگری دارید؟ بر اساس کدام سیستم تفکری می خواهید احساس ارزشمندی را بنا کنید. یک سیستم تفکری هست که می گوید من هیچ هستم. یعنی چه؟ از نظر فاکتورهایی مثل زیبایی، خانواده، محبوبیت، وضعیت مالی، جایگاه اجتماعی، تودل برو بودن ووو هرفاکتوردیگری که برای شما اهمیت دارد من هیچ هستم. اما از آنجایی که انسان هستم و ذاتا دوست دارم که احساس ارزشمندی داشته باشم، پس شروع می کنم به ساخت آپارتمانی به نام احساس ارزشمندی. ولی از سیستم تفکری هیچ (انتخاب پایین شهر) شروع به ساختن می‌کنم. این هیچ یعنی زمین روی آب. ادامه می دهیم. بااین سیستم تفکری هیچ قصد ساخت احساس ارزشمندی داریم. دراین معادله چون من هیچ هستم باید از یک نیرویی برتر از خودم استفاده کنم تا احساس ارزشمندی را بسازم. نیروی برتر چیست؟ شریک عاطفی، پسریا دختر پولدار،(دانلود رایگان کتاب بانوی قدرتمند) رییس اداره ام، برادر بزرگترم، آن فامیلم که در دولت پست مهمی دارد وووو…این لیست همچنان ادامه دارد . برای هرکسی هم متفاوت است. بسارخوب،حالا من که هیچ هستم ولی آن نیروی بزرگتر از من خیلی کارش درست است. برم اعمال ورفتاری را برای او داشته باشم که من را به احساس ارزشمندی برساند. شروع می‌کنم به انجام رفتاریا اعمالی که من را پیش این نیروی بزرگتر از خودم محبوب کند. از همین جاست که رفتارهای احمقانه، طمع کارانه و فریبکارانه و ریا کارانه ما شروع می شود. آن دختریاپسر پولدار، آن رییس اداره، آن فامیلی که دردولت کاره‌ای است، آن پدرزن پولدارکه از من برترهست . من باید توسط آنها به احساس ارزشمندی برسم .باید من را بپسندند. باید من پیش ایشان اعتبارداشته باشم. باید کارهایی کنم که بدانند من لایق دادن نعمت هستم. باید کارهایی کنم که بدانند من برای داشتن اعتبار نزد آن‌ها حاضرم از خیلی چیزهای خودم بگذرم. ما شروع می‌کنیم به کندن تکه ای از خودمان و دادن به آن نیروی بزرگتروبرتر. از اینجاست که ضررهای ما شروع می‌شود. به شما چرا؟چرا ما ضرر می‌کنیم؟ چون آن نیروی برتر خدایی کردن بلد نیست. چون ما همه زندگی‌مان را به او دادیم ولی او فقط مارا تحقیرکرد. چون ما تمام ازبدی هایش را چشم پوشی کردیم ، فقط اورا پرستیدم ولی او بدی های من رادروجودم بیشتر و بیشترکرد. به‌ من ضربه زد. از اینجاست که دردهای ما شروع می‌شود. ما که آمده بودیم ،دراین زمینِ هیچ ،احساس ارزشمندبودمان را بسازیم. پس چی شد؟ الان ما هستیم با یک دنیا تلاش احمقانه، یک دنیا از خودگذشتگی ، ضرر مالی و عاطفی سنگین ، چیزی که درقبالش بدست آوردیم خرد شدن بیشتر، ضررهای بیشتر و بیشتر. این نتیجه اپارتمانی می‌شود که ما ساختیم. ما که طرحش را دادیم. ما که همه راه‌هارا طی کردیم. ما که آجربه آجرتلاشمان را کردیم. پس چی شد؟ آن همه تلاش من کجا رفت ؟ الان احساس ارزشمندی دارم یا یک منِ خردشده؟ اما اشکال ندارد. الان هم می‌توانم زمین بالای شهررا انتخاب کنم و این آپاتمان اول یعنی زمین روی آب را تخریبش کنم. همه ضررو زیان های آن راهم می پردازم. هیچ اشکالی ندارد. از خرد شدن‌های بسیار و بسیار و بسیارخسته شدم. من می خوام به زمین بالای شهربروم و آپارتمان جدیدی بسازم. حالا برویم ببینیم ساخت احساس ارزشمندی دربالا شهر چگونه هست.

اینجا هم ساخت از یک سیستم تفکری دیگری آغاز می‌گردد. ازاین سیستم تفکری که من همه هستم. نه به معنی خودبرتر بودن یامغرر بودن.

تفاوت اعتماد به نفس و غرور!!!نگرانی نکنه مغرور به نظر برسی؟!

احساس ارزشمندی 3

بلکه به این معنی که نیروی  خداوندیکتاومهربان درمن جاریست. آن نیرو من را به تمام موجودات زنده این جهان برتری بخشیده است. پس باوجود این نیرو من همه هستم. فقط به حکم اینکه انسانم و اختیاردارم. انسانم و قوه تفکر و تکلم دارم. انسانم و خداوند درمن جاریست. درنگاه من،درصورت زیبای من، در کلام من ،در دستهاو پاهای من انرژی خداوند جاریست. تنها به همین حکم من همه هستم. از آنجایی که همه هستم توانایی این را دارم که به سمت اهدافم حرکت کنم. توانایی این را دارم که برای آموزش و یادگیری هدفم تلاش کنم . چیزهای جدیدی بیاموزم وبه کار بگیرم. لایق این هستم که نعمت های بیشترو بیشتر خداوند را دریافت کنم و رشد کنم. با این سیستم تفکری احساس ارزشمندی من تنها به یک نیرو وابسته هست. خدای یکتا و مهربان. ولاغیر. احساس ارزشمندی من به تعهد و اراده درونی خودم وابسته هست ولا غیر. احساس ارزشمندی من به انگیزه های حرکت دهنده و ایمان من به خداوند وابسته هست و لاغیر. بر اساس این تفکر و احساسات یک سری اعمال و رفتاری را انجام می دهم. برای خواسته ها و اهداف خودم تلاش می کنم ولی نه برای رضایت  دیگران بلکه برای این تلاش می کنم تا غنای درون خودم را به نمایش بگذارم. من همه هستم،هیچ احتیاجی نیست کسی یا چیزی در بیرون از خودم به من خوبی اضافه کند. بلکه من همه‌ای هستم که این همه را منتشر می کنم. دانشگاه می‌روم، درس می خوانم، کار می کنم، وارد رابطه عاطفی می شوم، ازدواج می کنم، با دوستان و همکاران رفیق هستم. ولی برای این نیست که از دیگران بخواهم چیزی به من اضافه کنند بلکه برای این هست که این همه را منتشر کنم. توسط این همه، جهان خداوند را گسترش دهم؛ و ازاونجایی که اعمال ور فتار من صادقانه و خالصانه هست من رشد می کنم. روزبه روز به ثروت من، به دوستان ،من به مشتری های من ،اضافه می‌شود. چون این همه اهل رشد کردن و زایش هست. و از اونجایی که من از زمین همه(بالاشهر) عمل می کنم و رفتار می کنم درزندگی رشد می کنم. سود می کنم. آدم ها به من علاقه مند می‌شوند. مشتری ها به محصولات من علاقه مند می‌شوند. شریک عاطفی ام عاشق شیدای من می‌شود؛ و به همین ترتیب احساس ارزشمندی من بیشتر و بیشتر و بیشتر می‌شود. چون من زمین بالاشهر را انتخاب کردم. چون من همه را انتخاب کردم. راستی شما کدام زمین را برای ساخت آپارتمان احساس ارزشمندی انتخاب می کنید؟ اول یعنی زمین روی آب یا بالاشهر؟ هیچ یا همه؟ یادتان باشد که آزادی این انتخاب به شماداده شده است. برای شروع ساخت آپارتمان و پی‌ریزی کردن زمین‌تان را بادقت انتخاب کنید.

دانلود پی دی اف مقاله

One thought on “چگونه احساس ارزشمندی بیشتری داشته باشیم.

  1. Pingback: چگونه احساس خوب داشته باشیم؟ - آموزش توسعه فردی|توامندسازی شخصیت |افزایش اعتمادبه نفس|آبنوس یار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *