ضمیرناخودآگاه چیست ؟

اگر همه ما انسان ها میفهمیدیم که ضمیرناخودآگاه چه قدرت عجیب و جادویی درخلق اتفاقات زندگی دارد ,کار و زندگی را رها میکردیم و فقط میچسبیدم به اینکه چطور با ضمیرناخودآگاه خودمان دوست شویم و چطور دربرنامه ریزی این قدرت برتر خودمان, نقش داشته باشیم.

ضمیرناخودآگاه به نام ذهن نیمه هوشیار هم گفته می شود.

حالا می خواهم با شما کاربران عزیز درمورد اینکه این ضمیرناخودآگاه یا همان قدرت جادویی چیست و چگونه می توانیم دربرنامه ریزی آن نقش داشته باشیم گپ و گفتی داشته باشیم.

ضمیرناخودآگاه چیست ؟

ضمیرناخودآگاه

ضمیرناخودآگاه ما انسان ها,بخشی از نهاد و درون ما می باشد که هوشار نیست. آگاه نیست. در کل دخالتی درهیچ یک از افکار ما,رویاهای ما,شادی و غصه ما و حتی آرزوهای ما ندارد.

به هیچ یک از عملکردهای ما درزندگی نه اعتراضی می کند و نه دخالتی دارد.

ولی خیلی چراغ خاموش و خیلی حرفه ای و بی صدا همه ی افکار ما وذهنیت های ما و احساسات و اتفاقات زندگی ما را ضبط می کند و با هین ها زندگی ما را خلق می کند.

ضمیرناخودآگاه عجیب ترین قدرت ما انسان ها هست که اگر پی به نیروی شگفت انگیز آن ببریم ,می توانیم خیلی زیاد ازآن نفع ببریم.

تصور کنید شما می خواهید یک سوپی درست کنید.شما هرچه در قابلمه بریزید ,قابلمه به شما اعتراضی نمی کند و یا حتی خوشحال هم نمی شود.

ولی نهایتا غذایی که به شما تحویل می دهد همان محتویاتیست که شما به آن دادید.

مثلا اگر هویج و نخود فرنگی و جعفری و مرغ ریخته باشد ,وقتی غذا آماده شد نباید انتظار داشته باشید که درآن نخود و لوبیا هم باشد.

حالا که غذا پخته شده و آماده شده ,محتویات غذا دقیقا همان هایی است که خودتان تهییه کرده اید و درقابلمه قرارداده اید.یعنی شما همان هویج و نخود فرنگی و جعفری و سوپ را درغذای خودتان می بینید نه چیز دیگری!!!

ضمیرناخودآگاه دقیقا مشابه همان قابلمه هست. ورودی هایی که ما به ذهن مان می دهیم مثل فیلم هایی که می بینیم ,حرف هایی که میزنیم ,رویاهایی که تصورمی کنیم,چیزهایی که به یاد می آوریم ,کتاب هایی که می خوانیم ,حرف هایی که می شنویم و روی احساس ما تاثیر می گذارد ,همه و همه ی اینها درواقع همان محتویاتی است که به قابلمه اضافه کرده ایم.

و نهایتا هم غذایی که آماده شده است ,درواقع همان زندگی ماست. و از ورودی هایی که به ضمیر ناخودآگاه مان داده ایم تهیه شده است.

حالا نکته جالب توجه اینجاست که این ضمیرناخودآگاه است خوب و بد شما را تشخیص نمی دهد.هیج دخالتی به خوب و بد شما ندارد.

فقط همان هایی را درزندگی شما خلق می کند که شما بارها و بارها همراه بایک احساس قوی به آن تلقین نموده اید.

حالا چه  اون موردی که شما تلقین می کنید به ذهنتان منفی باشد یا مثبت!

به نفع شما باشد یا به ضرر شما!

ضمیرناخودآگاه شما هیچ گونه دخالتی نمی کند.

اگر یک فکر را به صورت مکرر و تکرار شونده همراه بایک احساس قوی به خودتان تلقین کنید ,ضمیرناخودآگاه وارد عمل می شود و همان را درزندگی شما خلق می کند.

درواقع درمثال ما به همان قابلمه ای می ماند که اشاره کردیم.قابلمه شما برایش هیچ اهمیتی ندارد که شما این غذارا دوست دارید یا خیر. به سلامتی شما کمک می کند یا خیر.فقط شما یک سری مواد غذایی که  به آن می دهید و بعد از مدتی که پخت و پایدار شد ,غذایتان را برداشت می کنید.همین!

کارقابلمه شما فقط همین است.

اصلا نه کاری به این دارد که مواد غذایی را از کجا می آوردید,به نفع شما است یا به ضرر شماست .هیچ گونه دخالتی ندارد.

حال چطور با این قدرت جادویی وارد عمل شویم؟چگونه بااو دوست شویم که از آن بهره مند شویم؟

چگونه ضمیرناخودآگاه را به نفع خودمان برنامه ریزی کنیم ؟

 

خبر خوب اینجاست که ضمیرناخودآگاه ما به راحتی گول می خورد.

و می شود یک فکر و یا یک ایده و اتفاقی که اصلا وجودندارد را به ضمیرناخودآگاه دیکته و تلقین کرد.

فقط باید از راهش وارد شد.برای اینکه بتوانیم ضمیرناخودآگاه را به نفع خودمان که ما را به سمت موفقیت ها و اهدافمان پیش ببرد;باید  چند نکته را درنظر داشته باشید.

۱)مراقب ورودی هایی که به ضمیرناخودآگاه می دهید باشید !

حال که متوجه قدرت این غول درون شدید باید روی ورودی هایی که به ذهنتان میرسد حساس باشید.

فقط حرف هایی را بزنید که به نفع خودتان باشد. متوجه این موضوع باشید که ضمیرناخوداگاه درست و غلط انها را تشخیص نمی دهد بلکه از چیزهایی که شما تغذیه اش می کنید ساخته می شود.

فقط کتاب هایی را بخوانید که به نفع شماست.

با انسان هایی معاشرت کنید که به نفع شما هستند.

فیلم هایی را ببینید که به نفع شما هستند.

صحبت هایی با دیگران بکنید که به نفع شما هستند.

چیزهایی را به یاد بیاورید که به نفع شما هستند.

البته توجه داشته باشید که منظور ما از به نفع بودن این است که درراستای اهداف شما باشد.

۲ ) ضمیرناخودآگاه بشدت روی فکر هایی که همراه با احساس هستند تاثیر می پذیرد:

شما باید یک فکری که به نفع شما و درراستای اهداف شما هست را چندین هزار مرتبه همراه با احساس قوی به تصویر بکشید و ضمیرناخوداگاهتان را برنامه ریزی کنید.

مثلا اگر هدف شما قهرمانی در یک رشته ورزشی هست باید وقتی به گرفتن مدال و لحظه قهرمانی فکر می کنید ,احساستان دگرگون شود و شما را به وجد بیاورد.

و بارها و بارها و بارها این فکر در ذهن شما تکرار شود.

این شد برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه!

و برای شما کارساز خواهد شد و زندگی شما را خلق می کند.

حالا که به انتهای مقاله رسیدیم باید بگم که ارتباط عجیبی هست بین قانون جذب و ضمیرناخودآگاه.

به شما توصیه می کنم مقاله قانون جذب چیست را حتما مطالعه کنید تا به درک هرچه بهتر مطلب کمک کرده باشید.

نتیجه گیری و راهکار نهایی :

نتیجه این که ضمیرناخودآگاه ارده و اختیار از خودش ندارد.

ولی ذهن خود اگاه ما صاحب اختیار و اراده است.

یعنی ذهن ما این توانایی را دارد که مثلا به فلان موضوع توجه کند یا نکند.

روی فلان دیدگاه تمرکز کند یا نکند.

برای برنامه ریزی ضمیرناخودآگاه از قدرت اراده و ذهن خودآگاه خودتان کمک بگیرید تا با تزریق ورودی های مناسب ,ضمیرناخودآگاه مثبت پایه  ریزی شود.

 

 

 

One thought on “ضمیرناخودآگاه چیست ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کتاب هفت باورمخربی که شما را ازخوشبختی دور می کند,رایگان دراختیار شما!
PGlmcmFtZSB3aWR0aD0iMTAwJSIgaGVpZ2h0PSIxMDAlIiBzcmM9Imh0dHA6Ly93d3cueW91dHViZS5jb20vZW1iZWQvajhsU2NITzJtTTAiIGZyYW1lYm9yZGVyPSIwIiBhbGxvd2Z1bGxzY3JlZW4+PC9pZnJhbWU+